امروز به وبلاگ یکی از دوستان سرزدم . یک سوالی مطرح کرده بود که
انتظار خوب است یا بد ؟ تا کجا باید سطح انتظارات را پایین آورد؟
و من در جوابش نوشتم انتظار نه خوب است نه بد بلکه انتظار یک واقعیت است.
انسان بر اساس جایگاهی که در آن قرار دارد به انتظارات دیگران شکل می دهد و آن انتظارات برای او مسئولیت ایجاد می کند و وظایفی را بر عهده او قرار می دهد.
جمل معروفی است که :حسنات الابرار سيئات المقربين ؛اعمال نيك خوبان ، گناه مقربان محسوب مى شود.
به عنوان مثال اگر ما مشغول ساخت یک بنای خیریه هستیم و برای جمع اوری پول مورد نیاز به سراغ کسانی می رویم که دارای درآمد بالایی هستند و یا مسئولیت هایی دارند که این انتظار از آنها می رود که به خواسته ما جواب مثبت بدهند. در این میان اگر کارگری که در این پرژه مشغول بکار است دو ماه از حقوقش را برای کمک به این پرژه اختصاص بدهد او از طرف اطرافیان بسیار مورد تشویق و تحسین قرار می گیرد و اگر همان مبلغ را مثلا مدیرعامل یک کارخانه خودرو سازی به این امر اختصاص بدهد نه تنها مورد تشویق و تحسین قرار نمی گیرد بلکه مورد سرزنش نیز قرار خواهند گرفت.
امروز صبح در حال خواندن روزنامه بودم جمله ای از آيت الله جوادي آملي توجه من را به خود جلب کرد که شاید با انتظار ما از افراد خاص مربوط باشد. که : مردم اگر از لباس دين و روحانيت خلافي ببينند فوج فوج از دين خدا خارج مي شوند.
پس انتظار یک واقعیت است و اگر به انتظاراتی که برای دیگران ایجاد می کنیم درست پاسخ ندهیم اتفاقاتی برای ما رخ خواهد داد که هزینه های سنگینی را بر ما و جامعه تحمیل خواهد کرد.
+ نوشته شده توسط مهدی صیافی در دوشنبه نهم آذر 1388 و ساعت
|